سلام دوستاي گل خودم
ممنون از همه ي شما واسه نظرايي كه مي دين واقعاً تشكر امروز باز از همون
ترانه ها دارم
بخونين نظر بدين بريد دوباره بياين .
بچه ها دلم واسه يه نفر خيلي تنگ شده دارم دق مي كنم
بي وفايي
اون كه يه روز مي گفت واست مي ميره مي گفت دلش به عشق تو اسيره
وقتي ديدش كه اومده به قلبت مي بيني كه حرفاشو پس مي گيره
اون كه يه روز مي گفت بيا كنارم مي گفت كه جز تو كسيو ندارم
وقتي نشست حرفاي اون به قلبت مي گه دارم سر به سرت مي ذارم
اون كه يه روز نگاه به چشم تو كرد برد ز دلت رنج و غمو آه و درد
وقتي كه ديد شده خداي قلبت مي گه برو و ديگه هم برنگرد
اون كه مي گفت تا پاي جون باهاتم به انتظار ديدن چشاتم
مي بيني كه سنگ صبور نيست واست بهت مي گه عاشق گريه هاتم
اون كه يه روز مي گفت شده ديوونه زمزمه كزد حرفاي عاشقونه
تنها مي ذاره تو رو با غصه هات مي بيني كه سفر مي ره شبونه
اون كه يه روز جون واسه عشقت مي داد قسم مي خورد يه روزي پيشت مياد
مي بيني كه يادش مي ره حرفاشو ديگه كنارت بودنو نمي خواد
اون كه مي گفت مقدسه سكوتت نجيبه ذره ذره ي وجودت
وقتي داره مي ره بهت مي گه كه فرقي نمي كنه بود و نبودت
اون كه مي گفت تو هديه ي خدايي نمي بيني هيچ موقع بي وفايي
مي گه تموم شده ديگه فرصتم رسيده حالا لحظه ي جدايي
چه طور بودش؟ راستشو بگو بلا