تبليغاتX
عشق یه چیزی مث کشک و دوغه
من به ممنوعه ترین نقطه ی عشق تو رسیدم

به خدا در پس دیوار دلت هیچ ندیدم

جز صداقت و محبت و وفا هیچ ندیدم  به خدا من نشنیدم

در غریبانه ترین لحظه ی دیدار تو گفتی  .... که دلت در تب و تاب است و رفتی

و دلم سخت گرفتار تو در بند شد انگار

پس از آن هر شب و هر روز به دعا بودم و بیدار

چشم بر عالم معنای خد انگار که بستم

همه شب یاد تو هستم

که در آن خلوت دیروز کنار تو نشستم

تو به من گفتی دگر اشک نریزم

و از آن ماتم و اندوه گریزم

و تو گفتی که دگر آه نباید

و اگر این نکنم ..دل تو با دل من راه نیاید

و دگر هیچ نگفتی

و تو دستان مرا چه نجیبانه گرفتی

و من از حادثه ی عشق تو لبریز شدم باز

یادم آمد که زدی دست بر این ساز

که دگر عشق نوازد

که غزل از تپش قلب تو سازد

و منم هیچ نگفتم

و تو را تنگ در آغوش گرفتم

و در آغوش خودم سخت فشردم

به خدا زنده شدم باز و مردم

و دگر هیچ نگفتم

 

 

 

 

 

 

+ write byآسيه خانم گل در دوشنبه دهم فروردین 1388and time 2:43 |

dige base kam avordam

منو هيچ وقت تو نخواستي / ولي من چشام به راهه

رو لبم تبسمي تلخ / تو صدام زهر يه آهه

تو دوسم نداري اما / من مي خوام واست بميرم

واسه شرم اون نگاهت/ دستاتو نشد بگيرم

نتونستم حتي يك بار / از تو بردارم چشامو

رد شدي چيزي نگفتي / وقتي ديدي گريه هامو

اي خدا من كه هميشه / زندگيم پر از گناهه

نگو تيرم به خطا رفت / نگو راهم اشتباهه

اي خدا خسته شدم من / اونو مي سپارم به دستات

تو خودت مواظبش باش / نگهش دار مث چشمات

من ديگه دارم مي ميرم / تو خودت اونو نگه دار

قسمت مي دم به اسمت / از تو قلبش غمو بردار

خدا جونم ديگه داره / غصه عشقمو مي گيره

چرا اين عاشق بدبخت / نمي سوزه نمي ميره ؟

به خدا من كم آوردم / غصه خوردمو شكستم

نمي دونم اون چي داره / كه هنوز عاشقش هستم

آره تو دوسم نداري / من بايد تنهات بذارم

توي اين بيتاي آخر / يه چيزي يادت بيارم ؟

يادته روزي كه گفتي / نگرانمي هميشه

گفتي پيشم نمي موني / اما ديدي كه نمي شه

تو خودت گذاشتي هرروز / چشامو رو تو بدوزم

حتي چشماتو نبستي / و گذاشتي خوب بسوزم

تو خودت ديدي مي ميرم/ به روت اما نياوردي

واسه يك دعواي ساده / چقده دليل آوردي

يادته ؟

تو خودت دونستي نازم / كه دارم ديوونه مي شم

دستاتو نشد بگيرم / وقتي كه نشستي پيشم

توي تب ديدي مي سوزم / رفتي خنديدي به حالم

ديگه بسه كم آوردم / نيا تو خواب و خيالم

+ write byآسيه خانم گل در یکشنبه دوم فروردین 1388and time 1:13 |
سلام فردا جمعه اس ۳۰ اسفند و روز اول عید

می گن ساعت ۳ و ۱۳ دقیقه لحظه ی سال تحویله .

اصلا به ما چه؟

آره به منو تو چه ؟ ما مواظب باشیم کلاهمونو باد نبره تو این مملکت بی در و پیکر

مگه نه ؟

آخ آخ یادم نبود این حرفا جیزه .....آره مامانم از بچگی بهم یاد داده لال باشم ساکت باشم هیچی نگم

ببینم تو دانشگاه به دخترای چادری گیر می دن که آهای خانم شما بد حجابی و هیچی نگم

ببینم بابامو الکی جریمه می کنن هیچی نگم

ببینم مردم دارن زجر می کشن هیچی نگم

آخه تا کی ؟

مامانم گفته ساکت باشم حرف نزنم

چشم حرف نمی زنم . بای

 

+ write byآسيه خانم گل در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387and time 22:10 |
چگونه است تمام حرفهای دلم به تو ختم میشود؟
ولی تونیستی
چگونه است كه پاهایم جای پای مسیرهای تو را دنبال میكند؟
ولی تو را نمی یابد؟
چگونه است دستهایم لحظه لحظه اسم تو را بر روی كاغذ می نگارد؟
ولی تو نیستی؟
می دانم تمام رویاهایم همچون ریزش برگهای پاییزی بر روی زمین ریختند ورهگذران بدون توجه از روی آنها میگذرند؟
می دانم با تو بودن دیگر ممكن نیست همان گونه كه برگها را نمی توان برگرداند؟
دیگر خیلی دیر شده است ساعتها"دقیقه ها و ثانیه ها همه دست به دست هم داده اند تا تو دورتر و دورتر از من باشی!
اكنون سالی میگذرد و من فقط میدانم تو نیستی
+ write byآسيه خانم گل در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387and time 22:4 |
Im sad

به خدا غصه ام گرفته / كه نمي كنه نگاهم

اي دريغ از يه عبورِ / ساده از كوچه و راهم

من كه عاشق صداشم / توي گوشم نمي خونه

من پر از حس نيازم / خودشم اينو مي دونه

مي دونه كجا نشستم / اما دنبالم مي گرده

نمي ده دستاشو اما / مي دونه دواي درده

مي دونه دلم باهاشه / اما چشماشو مي بنده

مي گه فاصله زياده / تو دلش بهم مي خنده

مي دونه غصه ام گرفته / اما اسممو نمي گه

نگاشو مي دزده از من / چش تو چش نمي شه ديگه

به خدا غصه ام گرفته / خيس و بارونيه چشمام

به نبودنش مي خندم / رنگ حسرت داره حرفام

مي دونستم كه بدونه / مي ره اون واسه هميشه

كاشكي هيچ وقت نمي فهميد / كه بدون اون نمي شه

اي خدا چي مي شه روزي / بگه دل تنگه نگامه

توي نامه هاش بخونم / كه به دنبال چشامه

اي خدا چي مي شه يك بار / " اون " بخواد منو ببينه

بگه تنگه دل تنهاش / و بخواد پيشم بشينه

اي خدا غصه ام گرفته / اون به فكر كي مي خوابه؟
كيو دوس داره گل من / يه سوال بي جوابه

اي خدا كجاس حواست / من دارم اينجا مي ميرم

منو از فردا نترسون / بذار دستاشو بگيرم

نگو كه گناهه عمري / چش تو چشم اون بدوزم

توي آتيش نگاهش / من با يك نگاه بسوزم

اي خدا يه كاري كن كه/ جلو چشم اون بميرم

بدونه كه راس مي گفتم / من به سحر اون اسيرم

+ write byآسيه خانم گل در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387and time 22:3 |
اگه روزي مال من شين
 
مي شينم كنج اتاقم / عكستون همش باهامه
اسم پاكتون هميشه / همه جا روي لبامه
فال حافظ شده اينجا / حالا تسكين دل من
اميدم شده غزل هاش / بعد هر بار غصه خوردن
مي شينم كنج اتاقم / نگاتون يادم ميفته
ياد اون نگاه كه حتي / حافظم چيزي نگفته
ياد اون حسي كه وقتي / پيشتون دارم ميفتم
خيلي حرفا تو دلم هست / ازشون چيزي نگفتم
شب و روز به فكر اينم / كه شما چه حسي دارين
كه يه روزي مثل فردا / دس تو دست كي مي ذارين
اگه روزي مال من شين / حاضرم بدم چشامو
توي گوشتون مي خونم / كسي نشنوه صدامو
اگه روزي مال من شين / واستون كم نمي ذارم
يه عالم عشق و محبت / واسه قلبتون ميارم
اگه روزي مال من شين / ازتون غمو مي گيرم
اگه جونمو مي خواستين / جلو چشماتون مي ميرم
اگه روزي سردتون شد / ديگه آغوشم پناهه
جاش وجودتون واسه من / يه جورايي تكيه گاهه
مي دونم شما اينا رو / از رو بچگي مي دونين
بدون هيچ حس خاصي / شعرمو دارين مي خونين
مي دونم يه روزي بايد / برين و تنها بمونم
الانم هيچكي باهام نيست / كه باشه آروم جونم
مي دونم هيچ وقت نمي شه / كه بگم مال من هستين
كه ببينم تا هميشه / شما پيش من نشستين
من كوچيك ترم از اون كه / داشته باشم اسمتونو
تنها موندين ولي كاش كه / بشكنم طلسمتونو
مي دونم كه آرزوهام / مثل يك رويا مي مونه
اما قلبم كه اينا رو / نمي فهمه نمي دونه
+ write byآسيه خانم گل در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387and time 22:2 |
سلام من برگشتم می خوام آپ کنم دارم از عشق میمیرم کمکم کنییییییییییییییییید
+ write byآسيه خانم گل در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387and time 20:56 |


Powered By
BLOGFA.COM